سوزندوزی شب افروز

گلدوزی سفره هفت سین - خانم مریم دابویی
نویسنده : فاطمه بیگم شریفیان - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳٩۱
 

نخ چین یا ناخ چین   چیزی شبیه قیچی خودمان است در فرهنگ مازندران و ابزاری بسیار کارآمد برای سوزندوزی می باشد. به کمک این وسیله پارچه برای تولید برش نمی شود، بلکه فقط برای برش نخ مورد استفاده قرار می گیرد.

نخ های رنگارنگ بر حسب نیاز ، به کمک این وسیله در میزان و مقیاس مناسب برای دوخت در طرح ؛ برش میشود.  تا نقوش درون ذهن سوزندوز را رنگ در رنگ و سوزن به سوزن؛ بر دل پارچه هویت بخشد. و درست به همین تعبیر، بر آن شدیم تا هر از گاهی؛ برگی از دفتر خاطرات دوستی، همراهی و یا آشنایی و... را با شما دوستان مهربان این وبلاگ ورق بزنیم  و چون بخشی از یک کلاف نخ به سوزن نشانده و برای دوخت تازه ای بکار گیریم تا ماندگار شود. آمین. باشد که خداوند توانا یاریمان کند.

در این وبلاگ با نمونه کارهای دوستان زیادی برخورد نموده اید و شاید برایتان جالب باشد که کمی بیشتر با خود این دوستان، آشنا شوید. در اولین گام برای شما از خانم مریم دابویی هنرمند سوزندوز، خوش ذوق و باسلیقه مازندرانی صحبت می کنم.

 مادر« ایلیا» ست . دستی بر دوخت و بافت دارد. گهگاهی داستان هم می نویسد. مهربان است و صمیمی با دستانی بی قرار و عاشق برای دوخت  و همانگونه که خودش می گوید، سوزندوزی می تواند روحش را به آرامش برساند. تمایل زیادی به اجرای انواع دوخت با نخ کانوا دارد. یا به عبارتی کانوا دوزی را دوست دارد و این در لابلای کارهایش کاملا مشهود می باشد.

  در اینجا قسمتی از نوشته خانم مریم دابویی را در باره نحوه آشنایی و علاقه مندی ایشان با سوزندوزی و آموزشگاه شب افروز را در زیر می خوانید. علاقه ای که اگر هم بخواهی نمی توانی آن را باور نداشته باشی.

« به نام خداوندی که خالق زیباییست »

« چطور می توان گفت که زیبایی در چه چیزی خلاصه می شود؟ رویاهای ما دنیای ما را می سازند. به نظر من روح زندگی در ایجاد، ساختن و حرکت خلاصه میشود. مثل یک خواب، یک رویا، دنیای درونم با نخ و سوزن، میل و کانوا، با دست مادربزرگ و با مهربانی مادر..... رنگ می یابد. خیلی زیبا بود رنگهایی که مادر بزرگ، با کانوا در جوراب بافی استفاده می کرد و دوخت های ساده ای که مادرم بر لباس کودکانه ام نقش می زد.

با دیدن نخ و سوزن، وسوسه دوختی هر چند ساده در من شوق ایجاد می کند. شاد می شوم وقتی پارچه سفیدی را پر از دوخت های رنگی می بینم.به عقیده من هنر فروختنی نیست و قیمتی درخور ارزش خود ندارد.

کارشناس فقه و حقوق هستم و در بابل زندگی می کنم. دوره دبیرستان با خانمی به نام« لیث » آشنا شدم که بسیار مهربان بود و تعدادی از دوخت های اولیه را از ایشان یاد گرفتم. و با کمک همان چند دوخت اولیه، سوزندوزی می کردم. به نظرم بسیار جذاب و زیبا آمد. بعد از گذشت 15 سال با راهنمایی خواهرم با آموزشگاه شب افروز آشنا شدم و در آنجا هنر گلدوزی را آموزش دیدم.

هر چند درک این رشته از هنر ایرانی، برای برخی افراد کاری بیهوده و ساده به نظر می اید؛ اما برای من آرامش و جسارت وارد شدن به دنیایی است که هر لحظه از آن دوست داشتنی است.

 دستان من نخ و سوزن را طالب هستند و روحم با دوخت به آرامش می رسد.پارچه سفید و بدون طرح بوم من است. دنیای من چگونه پرکردن فضا و چگونه دوخت نمودن برای جلوه بخشی بیشتر طرح و درگیر شدن با موضوع کار می باشد و این به من قدرت فکر کردن و هست شدن می دهد. »

نمونه ای زیبا از سوزندوزی خانم مریم دابویی را در این بخش می بینید که برای سال نو و سفره هفت سین اجرا شده است. در این نمونه زیبا علاوه بر دوخت از هنر قلاب بافی نیز برای حاشیه اطراف سفره استفاده شده است .

 راستی سال نو شما هم مبارک