تابستان را به نوعی، برخی از دوستان؛ فصل اوقات فراغت می خوانند. اما به عقیده من هیچ فصل و ساعتی از سال را نمی توان فارغ از زندگی کردن شد. زندگی مسیری ممتد و رو به تعالی دارد. نوع فعالیت هایمان در این مسیر ممتد گاهی تغییر می یابد، اما از میان نمی رود.

اینکه اعلام کنیم فقط تابستان فصل اوقات فراغت و آموزش و اجرای کارهای هنری است ، حرف صحیحی نیست. هنر در متن و بطن زندگی، می تواند جاری و زلال ادامه داشته  و یاری گر من و شما باشد.

گاهی خسته از کار، بحث و درس به دنبال خلوتی، روزنه ای، نوری و یا امیدی برای شادمانه تر بودن؛ ناخود آگاه همه چیز را به هم می ریزیم . مسیر تازه ای را می جوییم، حرف و رنگ تازه ای می خواهیم. یک سخن تازه، یک حس تازه برای بودن و ماندن. در این هنگام هر هنری، به شرط وجود مهارت و علاقه ای اندک در ما؛ می تواند پاسخگوی نیازمان دراین زمان باشد.

سوزندوزی و بخصوص چهل تکه دوزی، از جمله این هنرهاست. دوختن تکه پارچه ها در کنار یکدیگر، با نظم و قانون بندی خاص خودش؛ دنیای بسیار شیرینی دارد. لذت بخش است و مهربان. آیینه ای به فراسوی خیال. به بلندای تصویری که در ذهن دارید. به گرما و روشنای روزهای بلند و داغ تابستان.

رومیزی چهل تکه زیبایی را در این قسمت می بینید. این رومیزی چهل تکه زیبا در کارگاه سوزندوزی شب افروز بابل، اجرا شده است. با رنگهایی مهربان، و گلهایی که هیچگاه رنگ خزان نخواهند یافت.

این لحظه های شادمانه، بیشتر از یک لبخند در نگاه یک دوست می ارزد.