پارچـــــــه تـرمـــه و یک سبد آشنایی

باغی پر ترانه ام . ترمه ام، پارچه ای بی بدیل و پر نشانه ام. از روزهای دور، از عمق تاریخ آمده ام. در تار و پود من اما، سروهای آزادی روییده که فقط در مقابل عشق سر خم کرده اند. بوته هایی سر در خویش ، با خویش و درویش. بوته هایی که با نامهای (بته درویشی ) و ( بته سرکج)  و (بته جقه) می شناسید .

اگر چه تار و پود زیبایی دارم و مهربان و سر درخویش هستم، همواره در انتظار بهار هستم و رویش. منتظر دستهایی هستم که بی قرارند و نگاه هایی که نخ و سوزن را حرمت می نهند .منتظر هنرمندانی سوزندوز که سوزن دوزی ، جان مایه درونشان  است تا  نقوش ماندگار میهنشان را با لحظه ها و درونشان پیوند بزنند. منتظر اندیشه هایی هستم نو و پر امید که از دیروز به امروز اندیشیده اند و از امروز نیز به فردا می اندیشند.

تارو پود مهربان و عاشق من همواره منتظر دستهایی است که مشتاقانه درون مرا بکاوند و به گوشه گوشه زوایای یک طرح، حیاتی دوباره بخشند و قطعات سرمه؛ منجوق و مروارید را بر سینه من ماندگار نمایند.

پارچه ترمه هستم و تن پوشی برای اعیاد و میهمانی ها ، همراه سفره های برکت و عشق، همنشین سفره های هفت سین و سعادت؛ همسفر مهربانی و عطوفت.

پارچه ترمه هستم  و یادگار حضور زندگی مادر بزرگ ها در سینه تاریخ. مادر بزرگ هایی با روسریهای سپید و دامن های پرچین گلدار. مادر بزرگهایی شادمان ، نه عبوس و خسته.

پارچه ترمه هستم یادگار عهد شمعدانی ها ، حوض های بزرگ و ماهیان قرمز. یادگار حیاط های بزرگ و اطاق های تو در تو. یادگار روزهای زندگی همه در کنار هم ،نه فقط با خویش . یادگار روزهای خواستن همه چیزهای خوب برای هم و نه فقط برای خویش.

پارچه ترمه هستم یادگار روزهایی با سلام های پر لبخند. یادگار نگاههای بی ریا و صادقانه. یادگار  دشتهای بی کرانه و شقایق های عاشق، یادگار کوچه باغی هایی پر از دلتنگی . 

 پارچه ترمه هستم، یادگار اصالت و هوویت یک ملت. همواره در تاریک و روشن تاریخ این سرزمین با اصالت ، فرهنگ، آداب و رسوم و مد همراه بوده ام. یادگار روزهای دوست داشتن هستم و سلام های دلنشین و لبخند های ملیح.

پارچه ترمه هستم . یادگار روزهایی که زندگی در کلام جریان داشت و ملاک ارزیابی عشق بود و مهربانی و نه تفاخر.

پارچه ترمه هستم و......


/ 0 نظر / 26 بازدید